السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

364

جواهر البلاغة ( فارسى )

ما مضى فات و المؤمّل غيب * و لك السّاعة الّتى أنت فيها و غزّى گفته است : زيستن اين دنيا كالايى بيش نيست و نابخرد كودن كسى است كه آن را برگزيند . آنچه گذشت از دست رفت و آنچه بدان آرزو بسته شده ، پنهان است . دارايى تو ساعتى است كه در آن زيست مىكنى . در اين شعر ، سه واو عاطفه وجود دارد و انگيزهء اين سه وصل ، اتحاد جمله‌ها در خبريه بودن است . اين جمله‌ها با هم پيوند دارد . تمرين ( 2 ) بيّن أسباب الفصل فى الأمثلة الآتية : انگيزه‌هاى جدا آوردن را در مثالهاى آينده بيان كن : 1 - قال اللّه تعالى : وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ * قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ . « 1 » خداوند برين فرمود : و براى ما مثالى آورد و آفرينش خويش را از ياد برد . گفت : چه كسى استخوانها را با اين‌كه پوسيده است ، زنده مىكند ؟ بگو : كسى آنها را زنده مىكند كه نخستين‌بار آنها را پديد آورد . جملهء « قل يحييها . . . » با جملهء « قال من يحيى العظام . . . » وصل نشده است . چون اين دو جمله ، پرسش و پاسخ و داراى كمال اتّصال است . 2 - و قال تعالى : فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . « 2 » خداى برين گفت : پس بىشك ، با هرسختى ، آسانى هست . بىترديد با هرسختى آسانى هست . آيهء دوم ، آيهء اول را تأكيد مىكند بنابراين ، در اين دو آيه ، كمال اتّصال ، انگيزهء فصل گشته است . 3 - و قال تعالى : إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ . « 3 » و خداى برين فرمود : گروهى از آنان را زبون مىداشت : پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را ( براى بهره‌كشى ) زنده برجاى مىگذاشت . بىترديد او از تباه‌كاران بود .

--> ( 1 ) . يس ، 78 ، 79 . ( 2 ) . شرح ، 5 و 6 . ( 3 ) . قصص ، 4 .